اقسام نوشتن

اقسام نوشتن

 

مصدر متعدی

  1. تحریر کردن. درج حروف، کلمات و علایم بر روی یک سطح اغلب روی کاغذ و یا درج به صورت الکترونیکی.
  2. درنوردیدن، پیچیدن.

منابع

  • فرهنگ لغت معین

 

گردانش فارسی
بن واژهنوشتن
بن ماضینوشت
بن مضارعنویس
شخصمفردجمع
اول شخصدوم شخصسوم شخصاول شخصدوم شخصسوم شخص
گذشته منتواو/آنماشماآنها/ایشان
سادهنوشتمنوشتینوشتنوشتیمنوشتیدنوشتند
استمراریمی‌نوشتممی‌نوشتیمی‌نوشتمی‌نوشتیممی‌نوشتیدمی‌نوشتند
کاملنوشته‌بودمنوشته‌بودینوشته‌بودنوشته‌بودیمنوشته‌بودیدنوشته‌بودند
التزامینوشته‌باشمنوشته‌باشینوشته‌باشدنوشته‌باشیمنوشته‌باشیدنوشته‌باشند
مستمرداشتم می‌نوشتمداشتی می‌نوشتیداشت می‌نوشتداشتیم می‌نوشتیمداشتید می‌نوشتیدداشتند می‌نوشتند
حال منتواو/آنماشماآنها/ایشان
سادهنویسمنویسینویسدنویسیمنویسیدنویسند
استمراریمی‌نویسممی‌نویسیمی‌نویسدمی‌نویسیممی‌نویسیدمی‌نویسند
کاملنوشته‌امنوشته‌اینوشته‌است/نوشتهنوشته‌ایمنوشته‌ایدنوشته‌اند
ملموسدارم می‌نویسمداری می‌نویسیدارد می‌نویسدداریم می‌نویسیمدارید می‌نویسیددارند می‌نویسند
التزامیبنویسمبنویسیبنویسدبنویسیمبنویسیدبنویسند
آیندهمنتواو/آنماشماآنها/ایشان
خواهم نوشتخواهی نوشتخواهد نوشتخواهیم نوشتخواهید نوشتخواهند نوشت
دستوری -تو- شما-
امر بنویس  بنویسید 
نهی ننویس  ننویسید


 

اقسام فعل

به حرف آخر مصدر ها توجه کنید :‌

 

رفتن  ، گفتن ،‌آمدن ، شنیدن

 

آخر آن ها به چه حرفی ختم شده است ؟

 

حال حرف ن را از آخر آن ها حذف کنید.

 

به چه کلمه هایی می رسید ؟

 

 رفت ، گفت ،‌آمد ،‌شنید  این کلمه ها بن ماضی هستند .

بن مضارع 

برای ساختن بن مضارع فعل ،‌ اول صورت امری آن را در نظر می گیریم :‌

 

مثلا :‌  گرفتن : صورت امری : بگیر ؛حذف حذف ب از اول کلمه : گیر

دیدن  : صورت امری : ببین ؛حذف حذف ب از اول کلمه : بین 

این قالب نیز برای یافتن بن ماضی و مضارع می تواند کار برد داشته باشد :‌

او گفت   تو گو         ؛     او شنید  تو شنو

او ساخت  تو ساز     ؛     او نشست  تو نشین

او  پرید   تو  پر          ؛    او دوخت تو دوز

صرف کردن 

هرگاه صورت های شش گانۀ فعل را به طور مرتب به دنبال هم بیاوریم می گوییم آن را صرف کرده ایم .

می روم   ،‌  می روی ،  می رود

می رویم  ،  می روید ،  ‌می روند 

شناسه

رفتم  ،‌رفتی ،‌رفت  ،‌رفتیم ،‌رفتید ،‌رفتند

آن قسمت که به رنگ زرد نوشته شده است و با صرف فعل تغییر می کند شناسه نامیده می شود .

شناسه ٰجزیی است که به آخر فعل افزوده می شود و شخص فعل را مشخص می کند .

زمان فعل ها :

فعل سه زمان اصلی گذشته ،‌حال و آینده  را می رساند .

می روم ،‌بروم  (حال )

رفتم،‌می رفتم ،‌رفته ام ،‌رفته بودم ،‌رفته باشم (‌گذشته )

خواهم رفت (‌آینده )

انواع زمان :

ماضی ساده :‌ اگر به بن ماضی فقط شناسه افزوده شود . ماضی ساده به دست می آید .

بن ماضی + شناسه

رفت + شناسه ها

رفتم  ،‌رفتی ،‌رفت  ،‌رفتیم ،‌رفتید ،‌رفتند

شناسه ٰجزیی است که به آخر فعل افزوده می شود و شخص فعل را مشخص می کند .

آن چنان که می بینید در زمان ماضی ساده سوم شخص مفرد شناسه ندارد .

فعلی که زمان آن ماضی ساده است ، فعلی است که در زمان گذشته انجام یافته و تمام شده است.

 ماضی استمراری :

اول شخص      دوم شخص     سوم شخص

می رفتم          می رفتی       می رفت

می رفتیم         می رفتید       می رفتند

فعلی که در زمان ماضی استمراری بیان شود ، انجام آن در گذشته مدتی ادامه یافته است .

ماضی بعید :

اول شخص      دوم شخص     سوم شخص

رفته بودم         رفته بودی       رفته بود

رفته بودیم         رفته بودید      رفته بودند

این فعل در زمان گذشته و قبل از  انجام فعلی دیگر انجام یافته است .

من دیروز این کتاب را خواندم علی سه روز قبل آن را خوانده بود .

ماضی التزامی:

 اول شخص      دوم شخص     سوم شخص

رفته باشم        رفته باشی     رفته باشد

رفته باشیم        رفته باشید     رفته باشند

وقوع این فعل در زمان گذشته با شک و تردید همراه است .

اگر علی درسش را خوانده باشد قبول خواهد شد.( ممکن است نخوانده باشد)

ماضی نقلی  :

 اول شخص      دوم شخص     سوم شخص

 

رفته ام             رفته ای          رفته است

رفته ایم             رفته اید         رفته اند

این فعل در زمان گذشته روی داده است ولی اثر آن به زمان کنونی نقل شده است .یعنی اثر فعل هنوز هم هست . مادر غذا را آماده کرده است .

(مثلا لحظاتی قبل غذا آماده شده است و حالا هم آماده است )

ماضی ملموس :

اول شخص          دوم شخص               سوم شخص

داشتم می رفتم    داشتی می رفتی       داشت می رفت

داشتیم می رفتیم   داشتید می رفتید       داشتند می رفتند

 

کاربرد این زمان در در دوجمله ی زیر می توان دید:

 

من دیروز موقع آمدن او داشتم می رفتم .

 

داشتم می نوشتم که خودکارم شکست .

 

(یعنی در حین انجام کاری کار دیگر انجام شده است )

زمان های مضارع :

زمان مضارع یا حال وقوع فعل را در زمان حال نشان می دهد . و اقسام آن به این شرح است :

1.مضارع ساده 2.مضارع  اخباری  3.مضارع التزامی  4. مضارع ملموس 

مضارع ساده :

žساختمان این فعل :‌بن مضارع + شناسه

اول شخص          دوم شخص               سوم شخص

   روم                    روی                        رود

   رویم                   روید                         روند

مضارع اخباری :

ساختمان این فعل :  می +‌بن مضارع + شناسه

اول شخص          دوم شخص               سوم شخص

  می روم              می روی                     می رود

   می رویم             می روید                    می روند

اخبار به معنی خبر دادن است . و با کاربرد فعل در این زمان می رسانیم که فعل در حال انجام گرفتن است .

مضارع اخباری می تواند در زمان آینده نیز کار برد داشته باشد .

مثلا :‌ما فردا به اصفهان می رویم . یا در زمان گذشته :‌حضرت علی علیه السلام می فرماید.

مضارع التزامی:

žساختمان این فعل :‌ب+بن مضارع + شناسه

اول شخص          دوم شخص               سوم شخص

 بروم                     بروی                        برود

 برویم                    بروید                         بروند

مضارع ملموس :

ساختمان این فعل : (صرف دارم داری ....) +مضارع اخباری 

اول شخص          دوم شخص               سوم شخص

 دارم می روم         داری می روی           دارد می رود

  داریم می رویم       دارید می روید          دارند می روند

شیرین...

دیشب شب تلخی بود

امروز چه شیرین است

دیروز مرا راندی

امروز مرا خواندی

آن راندن و این خواندن

ای وای چه شیرین است...

 

محمدتقی معتمدی تلاوکی

 

1396/03/01

7:27

بیا...

 
زار و پریشانم بیا
از جمله خوبانم بیا
امشب که نالانم بیا
بر عهد و پیمانم بیا
 
با چشم گریانم بیا
افتان و خیزانم بیا
امشب که حیرانم بیا
اشکم به دامانم بیا
 
با آه و افغانم بیا
دست به گریبانم بیا
امشب پریشانم بیا
چون ماه تابانم بیا
 
محمدتقی معتمدی تلاوکی
1396/03/02
00:49
 

بیتو به سر نمیشود...

«بی تو به سر نمیشود

بی همگان به سر شود»

 

سیزده هم بدر شود

ماه دگر به سر شود

 

فکر تو مستمر شود

چطور ز سر به در شود

 

دشت و دمن که تر شود

قرن به قرن به سر شود

 

شادی اگر به شر شود

طاقت دل به سر شود

 

میل تو چون به سر شود

آتش پر شرر شود

 

 

داغ تو تا به بر شود

عمر منم به سر شود

 

«بی تو به سر نمیشود

بی همگان به سر شود...»

 

محمدتقی معتمدی تلاوکی

1396/01/13

3:30

سیزد بدر...

«بی همگان به سر شود

بی تو به سر نمی شود» 

روانه شو به بزم ما

روز دگر نمی شود

شادی و عیش و نوش را

به چشم تر نمی شود

دلا بیا بدون تو

سیزده، به در نمی شود...

 

محمدتقی معتمدی تلاوکی

1396/01/13

 

قرارم نیست...

دلم تنگ است و یارم نیست

قرار هست و قرارم نیست

 

چه ها کردی تو با جانم

که جانی در کنارم نیست

 

زغم سر گشته شد عمرم

که عمرم هم به کارم نیست

 

فزون گشته غم عالم به چشمانم

که اشکم هست٬ نگارم نیست

 

گل و سبزه، شده فصل بهاری

خدایا بهار هست و بهارم نیست

 

بهار 1396

محمدتقی معتمدی تلاوکی

بهارم نیست...

بهار است و بهارم نیست

دلم تنگ است و یارم نیست

چه سان کردی تو با قلبم

که یک ساعت قرارم نیست

من آن آغوش گرمی را 

که می خواهم، کنارم نیست

ز غم آغشته شد جانم

مرا راه فرارم نیست

هوای چشم او دارم

دلم تنگ است و یارم نیست

 

محمدتقی معتمدی تلاوکی

بهار 1396

اگر عاشقی....

اگر کسی رو دوست داری...

اگر عاشق کسی هستی...

 

۱_ با زبونت به بهترین شکل ممکن دوست داشتن و عشقت رو بهش ابراز کن.

بذار با گوش هاش عشقت رو حس کن.

بذار دوست داشتن و عشق رو تو کلامت احساس کنه.

با کلامت علاقت رو لخت و عریان در اختیارش بذار، بذار صداقت در کلامت مشخص باشه.

 

۲_ با تمام وجودت، با تمام اعمال و رفتارت، با تمام کارهات، بهش نشون بده که بهش تعهد داری، خودت رو به بهترین شکل ممکن در اختیارش قرار بده، بهترین خودت رو نشون بده.

همیشه براش مرتب و تمیز باش، بخاطر اون به خودت برس...

به حرف ها و خواسته هاش احترام بذار و عمل کن.

در عملت صداقت، صبوری و گذشت رو نشون بده و اجازه بده که حسش کنه.

 

۳_ با دل و جونت دوستش داشته باش و عاشقش باش.

بذار خونه دلت مأوا و مأمن عشقت باشه و به هیچ کس دیگه اجازه ورود نده.

شاهنشین دلت رو بذار براش.

دلی که عاشق باشه، رئوف و مهربان میشه، صاف و ساده و پاک میشه و همین پاکی، اشک عشق رو تو چشمات جاری می کنه.

هر وقت دیدی با دیدن و ندیدن کسی، با داشتن و نداشتن کسی، به خاطرش اشک از چشمات جاری میشه بدون که دوستش داری و عاشقشی.

مهربان باش و مهربانی رو تقدیم کن، چون زود دیر میشه و دیگه فرصتی برای مهربانی نیست...

 

 

قدر لحظات عاشقی رو بدون

وقتی عاشقی به حساب عمرت گذاشته نمیشه، چون اصلا نمیفهمی کی گذشت.

 

(کلام و گفتار، اعمال و رفتار، احساس و علاقه)

در کنار...

صداقت

صبوری

گذشت

دلسوزی

همدلی

مسولیت پذیری

تعهد

شما رو به بهترین روی زمین تبدیل می کنه.

قرار من...

ای قرار بی قراری های من

ای نگار چشم انتظاری های من

ای سلام و سجده ی بعد نماز

ای تمنای چشمان تو روح نیاز

ای نگاهت وسمه ای بر عشق من

ای هوایت بارشی بر چشم من

 

✅محمدتقی معتمدی تلاوکی

1396/01/09