دلم تنگ است و یارم نیست

قرار هست و قرارم نیست

 

چه ها کردی تو با جانم

که جانی در کنارم نیست

 

زغم سر گشته شد عمرم

که عمرم هم به کارم نیست

 

فزون گشته غم عالم به چشمانم

که اشکم هست٬ نگارم نیست

 

گل و سبزه، شده فصل بهاری

خدایا بهار هست و بهارم نیست

 

بهار 1396

محمدتقی معتمدی تلاوکی