بهار است و بهارم نیست

دلم تنگ است و یارم نیست

چه سان کردی تو با قلبم

که یک ساعت قرارم نیست

من آن آغوش گرمی را 

که می خواهم، کنارم نیست

ز غم آغشته شد جانم

مرا راه فرارم نیست

هوای چشم او دارم

دلم تنگ است و یارم نیست

 

محمدتقی معتمدی تلاوکی

بهار 1396