اقسام نوشتن

 

مصدر متعدی

  1. تحریر کردن. درج حروف، کلمات و علایم بر روی یک سطح اغلب روی کاغذ و یا درج به صورت الکترونیکی.
  2. درنوردیدن، پیچیدن.

منابع

  • فرهنگ لغت معین

 

گردانش فارسی
بن واژهنوشتن
بن ماضینوشت
بن مضارعنویس
شخصمفردجمع
اول شخصدوم شخصسوم شخصاول شخصدوم شخصسوم شخص
گذشته منتواو/آنماشماآنها/ایشان
سادهنوشتمنوشتینوشتنوشتیمنوشتیدنوشتند
استمراریمی‌نوشتممی‌نوشتیمی‌نوشتمی‌نوشتیممی‌نوشتیدمی‌نوشتند
کاملنوشته‌بودمنوشته‌بودینوشته‌بودنوشته‌بودیمنوشته‌بودیدنوشته‌بودند
التزامینوشته‌باشمنوشته‌باشینوشته‌باشدنوشته‌باشیمنوشته‌باشیدنوشته‌باشند
مستمرداشتم می‌نوشتمداشتی می‌نوشتیداشت می‌نوشتداشتیم می‌نوشتیمداشتید می‌نوشتیدداشتند می‌نوشتند
حال منتواو/آنماشماآنها/ایشان
سادهنویسمنویسینویسدنویسیمنویسیدنویسند
استمراریمی‌نویسممی‌نویسیمی‌نویسدمی‌نویسیممی‌نویسیدمی‌نویسند
کاملنوشته‌امنوشته‌اینوشته‌است/نوشتهنوشته‌ایمنوشته‌ایدنوشته‌اند
ملموسدارم می‌نویسمداری می‌نویسیدارد می‌نویسدداریم می‌نویسیمدارید می‌نویسیددارند می‌نویسند
التزامیبنویسمبنویسیبنویسدبنویسیمبنویسیدبنویسند
آیندهمنتواو/آنماشماآنها/ایشان
خواهم نوشتخواهی نوشتخواهد نوشتخواهیم نوشتخواهید نوشتخواهند نوشت
دستوری -تو- شما-
امر بنویس  بنویسید 
نهی ننویس  ننویسید